فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

418

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

شدن از ساحل و گريختن به جاى امنى كه چند روز پيشتر زن و فرزندان خويش را منتقل كرده بودند خود را نجات دهند ، سرسختانه و با حرارتى هرچه بيشتر در برابر رگبار تفنگها و كمانهاى دشمن ايستادگى كردند و به قدر وسع به دشمن صدمه زدند اما سرانجام چون تعدادشان با نفرات دشمن نامتناسب و فرماندهشان نيز به ضرب دو گلولهء دشمن زخمى گرديده بود با چابكى و استفاده از شناختى كه از محيط داشتند خود را نجات دادند . ايرانيان عده‌اى از آنها را در حين عقب‌نشينى كشتند چنان كه شصت تنى از آنها و چهل تن از سربازان دشمن كشته در ميدان جنگ باقى ماندند . در حقيقت نيكيلوها كه نمىخواستند كلبه‌هاى فقيرانهء خود را ترك كنند در برابر تهاجم دشمن هرگونه اقدام ممكن را با شجاعت سربازى دلاور و فرماندهى بزرگ از خود بروز دادند تا درس عبرتى براى حكام هرمز باشد . در سراسر مدتى كه ايرانيان اين دست‌درازى را در عربستان مىكردند در هرمز هيچ كارى براى دفاع از منطقه به عمل نيامد چنان كه گفتى براى زمامداران جزيره اهميتى نداشت كه مورد تجاوز و نهب و غارت قرار گيرند و اين در حالى بود كه شهرت داشت شاه ايران دست سربازان خود را براى غارت هرمز باز گذاشته و وعده داده است كه پس از تصرف شهر و جزيره شخصا به تصرف پسران و زنان و لوازم جنگى دژ بسنده خواهد كرد . بدون آنكه در اين باره روده‌درازى كرده باشيم بايد متذكر شويم با همهء علاقه‌اى كه شاه ايران به تصرف هرمز داشت ، نخست بسبب آنكه مىدانست عاليجناب سفير اسپانيا ناگزير به توقف در هرمز گرديده است ، و ديگر از آن جهت كه كشتيهاى انگليسى مقيم جاسك درخواست وى را براى شركت در تصرف هرمز رد كرده بودند ، در حمله به هرمز مردد بود و مسامحه مىكرد . از طرف ديگر درست است كه دفاع از هرمز بسبب فقدان آب و آذوقه كه مىبايد روزمره از جزاير مجاور تأمين گردد بسيار دشوار بود و تدارك اين‌گونه ما يحتاج عمومى براى چهل‌هزار سكنهء شهر و تعداد كثير پناهندگان